نقد فیلم کیمرا (La Chimera) | برسی نکات مهم این فیلم | La Chimera 2024

سلام به شما محتوا گران عزیز . به سایت محتواگرشو خوش آمدید. در این مقاله قرار است به نقد فیلم کیمرا (La Chimera) بپردازیم.
پس در نقد فیلم کیمرا (La Chimera) ، برسی مفهوم خاص این فیلم (+) همراه ما باشید.
اگر دوست دارید این فیلم برای شما اسپویل نشود لطفا این فیلم را تماشا کنید و سپس نقد فیلم کیمرا (La Chimera) را بخوانید.
درباره فیلم کیمرا
تصویر اول، یک ریسمان قرمز است. ریسمانی که از دامن یک دختر جوان در رویایی آفتابی رها میشود و بر زمین میغلتد، مارپیچی از رنگ در میان سایههای علفها. این نخِ ظریف، تنها نشانی است از «بنیامینا»، معشوقه گمشده «آرتور»؛ باستانشناس انگلیسیای که حالا، تازه از زندان آزاد شده و با کت و شلوار کرمرنگ چروکیده و سیگاری همیشگی بر لب، مثل یک روح در حومههای توسکانی در دهه ۸۰ میلادی سرگردان است.
ریسمان قرمز، استعارهای است از رشته نازک امید، از پیوندی که هنوز پاره نشده، از مسیری که باید دنبال کرد. این تصویرِ آغازین، کل فضای «لا چیمرا» ساخته آلیچه رورواکر را در خود خلاصه میکند: جستوجویی شاعرانه و مالیخولیایی برای چیزی که از دست رفته، در جهانی که مرز میان واقعیت و خیال، گذشته و حال، زندگی و مرگ، محو شده است.
خلاصه داستان و روایت | نقد فیلم کیمرا (La Chimera)
آرتور، با موهبتی شبهجادویی، میتواند مکان مدفن آثار اتروسکی را حس کند. او این توانایی را نه برای کشف علمی، که برای هدایت گروهی نامنظم از قبرکنهای محلی (تومبارولی) به کار میگیرد تا اشیای عتیقه را از دل خاک بیرون بکشند و در بازار سیاه بفروشند.
داستان، ساختاری موجوار و رویایی دارد؛ بیشتر شبیه به نسخهای از رئالیسم جادویی از یک فیلم سرقت کلاسیک است تا یک خطسیر معمولی. ریتم اثر عجلهای ندارد؛ گاه با مکالمههای آرام و درهمتنیده پیش میرود، گاه با صحنههای شاد و کولیوار یک جشن محلی پرانرژی میشود، و گاه ناگهان با سکانسهای صامت وار و تُندشده، مخاطب را به گذشته سینما میبرد.
این ریتم نامتعارف، دقیقاً منطبق بر وضعیت روانی آرتور است: معلق بین خاطرات یک عشق ازدسترفته و نیاز مادی به ادامه زندگی در حال.
شخصیتپردازی و تحول کاراکترها
شخصیت آرتور، با بازی عمیق و چندلایه «جاش اوکانر»، قلب تپنده فیلم است. او نه قهرمان است و نه شرور؛ انسانی است شکستخورده، درگیر سوگی مبهم. او در جستوجوی بنیامینا، ناخواسته به دنبال گنج میگردد، و در جستوجوی گنج، بیاختیار به اعماق تاریخ و دل زمین فرو میرود. تحول او یک تحول نمایشی آشکار نیست، بلکه فرسایش تدریجی امید و رسیدن به یک پذیرش تلخ است.
شخصیتهای اطراف او، از جمله فلورا (ایزابلا روسلینی) مادر اشرافی و غمگین بنیامینا، و ایتالیا (کارول دوآرته) خدمتکار جوان و پرانرژی، هر کدام بخشی از پازل عاطفی فیلم را کامل میکنند. رورواکر، با الهام از نئورئالیسم ایتالیایی، ترکیبی از بازیگران حرفهای و غیرحرفهای را به کار گرفته تا حس اصالت و زندگی جاری در جامعه محلی را منتقل کند.
در ادامه با نقد فیلم کیمرا (La Chimera) همراه محتواگر شو باشید.
کارگردانی و سبک بصری | نقد فیلم کیمرا (La Chimera)
کارگردانی رورواکر، تسلط شگفتانگیزی در خلق یک فضای یکپارچه و منحصر بهفرد دارد. سبک بصری فیلم، دستساخته و ارگانیک است. فیلمبردار فیلم، «هلن لووار»، با تلفیق فرمتهای ۱۶ و ۳۵ میلیمتر و تغییرهای عمدی نسبت تصویر، مرز بین رویا و بیداری، خاطره و اکنون را مخدوش میکند. نورپردازی اغلب طبیعی و خاکی است، و رنگها palette ای از رنگهای کمرنگ توسکانی، سبزهای مات و زردهای کهنه را در بر میگیرد.
حرکت دوربین اغلب آرام و کنجکاوانه است، گویی خودش نیز در حال حفاری در این landscape انسانی و تاریخی است. میزانسنهای فیلم، مملو از جزئیاتی است که داستان را روایت میکنند: خانههای ویران اشرافی در کنار کلبههای فقیرانه، تضاد بین لباسهای کهنه تومبارولی و کتشلوارهای مدرن دلالان آثار عتیقه.
بازیگری و اجرا | نقد فیلم کیمرا (La Chimera)
«کیمرا» تنها یک درام شخصی نیست؛ بلکه اثری عمیقاً فرهنگی و اجتماعی است. فیلم، ایتالیا را به مثابه «خانه گنجی از شکوههای گذشته» به تصویر میکشد. رورواکر با نگاهی نقادانه، بازار سیاه آثار عتیقه و سیستم موزهداری جهانی را مورد پرسش قرار میدهد.
در یکی از صحنههای بهیادماندنی فیلم، یک شخصیت مستقیم به دوربین نگاه میکند و میگوید: «همه میدانند که هیچ اثر عتیقهای وجود ندارد که دزدیده نشده باشد».
این جمله، هسته انتقادی فیلم را نشان میدهد: تاریخ و زیبایی، چگونه توسط قدرت و پول مصادره و جعل میشود. در لایهای عمیقتر، فیلم با اسطوره «اورفئوس و ائورودیک» همخوانی دارد: قهرمانی که به جهان زیرین (گذشته، مرگ) سفر میکند تا معشوق گمشده خود را بازگرداند.
پرسش فیلم نیز اورفئوسی است: آیا نگاه کردن به گذشته (حفاری در گورها، زندگی در خاطرات) نجاتبخش است یا نابودکننده؟ آیا زیبایی گذشته میتواند حال را درمان کند، یا تنها بر زخمهایش نمک میپاشد؟
در ادامه با نقد فیلم کیمرا (La Chimera) همراه محتواگر شو باشید.
طراحی صحنه و لباس
طراحی صحنه و لباس، در خدمت همین مضامین است. صحنههای حفاری در گورهای اتروسکی، تاریک، نمور و پر از خاک است، در حالی که صحنههای زندگی در سطح زمین، پر از نور خشن خورشید مدیترانهای است. لباس آرتور، همان کت و شلوار کرمرنج، در طول فیلم هر چه بیشتر چروک و آلوده میشود، گویی که غم او بر پوششش نیز اثر گذاشته است.
نوآوری و تأثیرگذاری | نقد فیلم کیمرا (La Chimera)
این فیلم بدون شک جاهطلبانهترین و پیچیدهترین اثر رورواکر تا به امروز است. این فیلم نه تنها تأکیدی بر جایگاه او به عنوان یکی از اصیلترین فیلمسازان معاصر ایتالیا است، بلکه سینمای او را به عنوان پلی بین سنت نئورئالیستی (با تمرکز بر واقعیتهای اجتماعی) و سینمای شاعرانه و سورئال فلینی قرار میدهد.
تأثیرگذاری آن، در تواناییاش برای انتقال یک حس جهانی سوگ و نوستالژی، از طریق یک داستان کاملاً محلی و خاص نهفته است.
در ادامه با نقد فیلم کیمرا (La Chimera) همراه محتواگر شو باشید.
نتیجهگیری کلی
«کیمرا » بیش از آن که یک فیلم درباره دزدان قبر باشد، یک meditate شاعرانه و در عین حال تند و تیز درباره رابطه انسان با گذشته، با عشق ازدسترفته، و با تاریخای است که همزمان هم گنج است و هم گور. رورواکر، با دستمایه قرار دادن یک افسانه مدرن، دوربینی را به دست ما میدهد که نه برای ثبت واقعیتهای سطحی، که برای حفاری در لایههای زیرین existence انسانی طراحی شده است.
این فیلم، یک چیمرای سینمایی است: موجودی افسانهای، زیبا، دستنیافتنی، و در عین حال کاملاً واقعی در احساسی که برمیانگیزد. تماشای آن، سفری است به اعماق، که پس از بازگشت، نگاهمان به خاک زیر پا و آسمان بالای سر، برای همیشه تغییر کرده است.
با تشکر از شما که ما را در نقد فیلم کیمرا (La Chimera) همراهی کردید .
نظرات و پیشنهادات خود را در رابطه با نقد فیلم کیمرا (La Chimera) در بخش کامنت با ما در میان بگذارید.
- ریتم معلق و رویایی فیلم، برایتان حس آرامشبخش داشت یا اضطرابآور؟
- کدام لحظه از فیلم — چه یک نگاه، چه یک سکوت، چه یک تصویر — همچون آن ریسمان قرمز در خاطرتان مانده است؟
- اگر بخواهید تجربه تماشای «کیمرا» را با یک واژه توصیف کنید، آن واژه چیست؟ «حفاری»؟ «سوگ»؟ «نور»؟ یا «طنین»؟


